اول بذارین یه خبر مسرت بخش بهتون بدم:ملت شریف ایران توجه کنید ملت شریف ایران توجه کنید یاهو مسنجر را خدا آزاد کرد
واقعا بهتون تبریک میگم. واما من وترکها...
جایی که کار میکردم پر بود از انواع ترکهایی به عنوان کارگر میومدن اونجا نمیدونم چرا ولی رابطه خیلی خوبی باهاشون برقرار میکردم.اونقدر صمیمی میشدیم (هرچند این جزءخصوصیات منه)که شب تا صبح با هم بلوتوث بازی میکردیم.هنوز هم گوشیم پراز انواع کلیپه که ازشون گرفتم.دوتا کلیپ هست که خیلی برام جالب بودن یکیشون یه خواننده خانوم ترک
هستش که اول یه کم دکلمه میخونه بعد شروع میکنه به خوندن عجب صدایی چه قدو بالایی
واقعا هم خوشکله از یکی از کارگرا کلیپشو گرفتم وازش خواستم که واسم معنی اشعارشو بگه همشم میگفت:جیران جیران چون معانی رکیکی هستن واز نظر اسلامی وشرعی مشکل دارند
الان خیلی یادم نیست معنیاشونو ولی همش قربون صدقه معشوقش میرفت (خوش به حال معشوقش![]()
)یکی دیگه هم بود که یه مرد ترک میخوند ویه زن ترک جواب میداد .فکر کنم مغنی کلیش این بود که مرده میگفت:"بگو ببینم یارت کیه؟ بگوببینم یارت کیه؟"وزنه اول میگفت:(با کلی نازو ادا
):"نمیگم یارم کیه نمیگم یارم کیه"خلاصه از مرده اصرارو از زنه انکار تا اینکه آخر زنه میگفت:"یارم تویی"(خب همون اول بگو دیگه)
بالاخره یادش بخیر.ترکها خصوصیات جالبی داشتن یعنی واقعا دنبال عشق و عاشقی بودن (با اینکه هر جایی یه دوست ازنوع دختر داشتن)حتی یکیشون که بعدا ازش تریاک قاچاقی گرفتن عاشق یه دختره بود بهش نداده بودن با یکی دیگه ازدواج کرده بود ولی میگفت به دختره گفتم حتی اگه پیرهم بشه بازم باهاش ازدواج میکنم حتی اگه صدسال دیگه بشه ومن گفتم :"خب زنت چی؟"خلاصه فارسی رو بامزه حرف میزدن و بعضی وقتا نمیفهمیدم چی میگن.یه جمله ای هم که ازشون یاد گرفتم این بود:((ددم وای))
یعنی ای وای
ترکهایی که اونجا کار میکردن خیلی هم ترک نبودن
زبونشونم تالشی بود مال خلخال وروستای لرد بودن خودشون هم اصلا قبول نمیکردن ترکن
میگفتن ما لردی هستیم.
با همه احترامی که برای ترکها قایلم ولی بعضی وقتا یه ترک بازی هایی در می آوردن
مثلا یه بار یکیشون اسمش قاسم بود ازین قفلا هست که باید اول قفلشون کنیم بعد کلیدو در بیاریم دادم دستش گفتم در انباررو قفل نکن چون نگهبان کلید نداره کلیدهارم دادم بهش وقتی اومدم دیدم در انباررو قفل کرده گفتم چرا اینکاررو کردی گفت:"خب کلید خونه به کلید قفل بود بعدم هرکار کردم کلید در نیومد مجبور شدم در انباررو قفل کنم تا کلید در بیاد!!"
گفتم:"خب آیکیو قفلو بدون اینکه درانباررو قفل کنی قفلش میکردی میگذاشتی کنار انبار بعد کلیدو در میاوردی حتما میبایستی رو در قفلش کنی؟!!!!"![]()
![]()
خلاصه خداییش آدمای خوبی بودن من که از خیلیای دیگه بیشتر قبولشون دارم.ولی خصوصیت بدیم داشتن مثلا به شدت زیر آب همو میزدن ویکیم اینکه زیادی چاخان میکردن.
ترکها روی قسم حضرت ابولفضل خیلی حساسن وقتی این قسمو میخوردن میفهمیدم راست میگن.زورشونم خیلی زیاد بود وواقعا کار میکردن توی کارشون خیلی دقیق بودن صبح زود میرفتن سر کار وتا آخرین دقیقه کار میکردن.اصلا از کارشون نمی دزدیدن.البته خوراکیشونم دیگه تمام عیار بود (مثه خود من)
همه چی میخوردن واصلا از نظر غذا به خودشون سخت نمیگرفتن.گوجه فرنگی و رب گوجه هم خیلی میخوردن غذای مورد علاقشونم املت ترکی بود که تقریبا مثه املت خودمونه ومن خیلی دوست داشتم .اول یه دو سه کیلو رب گوجه یا گوجه رو قشنگ سرخ میکردن بعد توش تخم مرغ میریختن و سریع میپختن.(دهنم آب افتاد)
خلاصه دوران خوبی بود البته مشکلاتیم با هم داشتیم (ناسازگار بودیم![]()
)چند بار هم کارمون به طلاق کشید![]()
هنوز هم با چند تایی از ترکها تلفنی حرف میزنم.
بخوشید وخوششششششچچچچچچچچچششششششششچ بگذره
